نماينده ولي فقيه در چهارمحال و بختياري با بيان اينکه محور براي مؤمن اين است که بايد عالم به زمان و هميشه زمان شناس باشد، گفت: منظور از زمان شناسي ساعت و دقيقه و روز و شب نيست، بلکه موقعيت، وظائف، شرايط و آن اموري است که در آنها واقع هست و نسبت به آن امور بايد عکس العمل نشان بدهد، اين را زمان شناسي ميگويند.
به گزارش
هفت چشمه به نقل از
جهانبين نيوز؛ حجت الاسلام محمدعلي نکونام نماينده ولي فقيه در چهارمحال و بختياري اظهار کرد: جمعه ديگري است و همچنان به لحاظ شرايط خاصي که از جهت ويروس کرونا بر استانمان حاکم است، عليرغم اينکه نماز جمعه ما چندان آسيب وارد نميکند و بنايمان هم بر اين بود که نماز جمعه را اين هفته داير بکنيم اما به لحاظ اينکه برنامههاي استاني در سراسر کشور و محدوديتهايي براي اصناف عزيز و کسبه و بسياري از دستگاههاي ديگر فراهم شده و حتي کسبه از ساعت 6 بعدازظهر کسب و کار را تعطيل ميکنند تا اجتماعات کمتري شکل بگيرد.
وي ادامه داد: تبعاً ما هم به جهت همکاري در اين مسير، نمازجمعه اين هفته را هم داير نکرديم تا همراهي با عزيزانمان در ستاد کرونا، عزيزانمان در کادر بهداشت و درمان و متوليان امر و از همه مهمتر با مردم خوبمان صورت گرفته باشد، از اين جهت پيام جمعه را تبعاً انشاءالله به فضل پروردگار داشته باشيم.
امام جمعه شهرکرد با بيان اينکه محور براي مؤمن اين است که بايد عالم به زمان و هميشه زمان شناس باشد، يادآور شد: منظور از زمان شناسي ساعت و دقيقه و روز و شب نيست، بلکه موقعيت، وظائف، شرايط و آن اموري است که در آنها واقع هست و نسبت به آن امور بايد عکس العمل نشان بدهد، اين را زمان شناسي ميگويند.
وي افزود: اگر گفته شده است مومن بايد زمان شناس باشد، منظور اين است که انساني که عالم به زمان بوده شبهات، آن را در خود غرق نميکند و فرو نميبرد، بلکه اوست که بر شبهات حاکم ميشود و آن ها را به خوبي ميشناسد و درک ميکند.
نماينده ولي فقيه در چهارمحال و بختياري تاکيد کرد: مومن زمان شناس بايد تمام امور، حوادث، حُکام، دوستان، دشمنان و وظائف زمان خودش را بشناسد و نسبت به آنها عکس العمل نشان بدهد.
نکونام با اشاره به حديثي از حضرت علي (ع) ادامه داد: اين حديث کفايت کنندهها را براي مؤمن بيان کرده و در رابطه با عرفان و شناخت ميفرمايند در شناخت و معرفت مومن همين بَس که عالِم به زمانش باشد، اگر کسي عالِم به زمان بود، به او ميشود گفت عالِم، عارف، دانا، عاقل، اينها همه مسائلي است که در اين علم به زمان نهفته و بسيار مهم است.
خطيب جمعه شهرکرد خاطرنشان کرد: اگر کسي بخواهد عالم به زمان بشود حتما بايد راههاي آن را طي کند، اهل مطالعه باشد، تحقيق، پژوهش، مشورت، ارتباط با انسانهاي اهل اطلاع، با عالمان انديشمند و مؤمن و وارسته، با جمعها و راههاي به مقصد رسيده، انسان به خوبي ميتواند راه هاي رسيدن به حقايق زمان را بدست آورد.
نکونام دشمن شناسي را يکي از مصاديق مهم زمان شناسي عنوان و بيان داشت: انسان زمان شناس باي دشمنان خود اعم از دشمن جِنّي، دشمن انسي، دشمن داخلي، دشمن خارجي، دشمن دروني و بروني را بشناسد و انسان بايد اين نکته را بداند که حتي اگر گاهي با يک کساني که انسان ارتباط تنگاتنگ و مستمر دارد، در حقيقت ممکن است دشمن باشند، مثلاً خداوند متعال ميفرمايد حتي زن و فرزند گاهي ميتوانند دشمن انسان باشند اينها خيلي مهم است، فرزند انسان دشمن آدم باشد اين را آدم بشناسد، البته نحوه ارتباط با اينها و نحوه تعامل با اينها مختلف است اما اينکه انسان بشناسد اين دشمن است چه اموري از اين دشمني است و چه اموري دوستي است، اينها را بشناسد اينها بسيار مهم است.
وي دشمنان استکباري، دشمنان طاغوتي و شيطان که از اول خداي تبارک و تعالي او را به عنوان دشمن بشر و دشمن آدم معرفي ميکند را در صدر دشمنان مونان دانست و اضافه کرد: پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم» ميفرمايند «اَلا وَ اِنَّ اَعْقَلَ النّاسِ عَبْدٌ عَرَفَ رَبَّهُ فَاَطاعَهُ» عاقلترين مردم آن کسي است که بهترين دوست خودش يعني خدا را بشناسد، خداي تبارک و تعالي، خالق خود را، نعمت دهنده خود را، آن کسي که انسان را آفريده و انسان را در مسير خودش قرار داده است.
امام جمعه شهرکرد گفت: پس پيامبر فرمودند عاقلترين مردم آن کسي است که خدايش را بشناسد و آن را اطاعت کند « وَ عَرَفَ عَدُوَّهُ فَعَصاهُ» و دشمنش را هم بشناسد و از او مخالفت کند و در برابر او بايستد، اين دشمن شناسي خيلي مهم است و از آن مهمتر ايستادگي در برابر دشمن است.
نماينده ولي فقيه در چهارمحال و بختياري با اشاره به اينکه گاهي وقتها آدم دشمن را ميشناسد اما جربزه ايستادگي در برابر آن را ندارد که اين هم ضعف است، مثلا ميداند که آمريکا بيشترين عداوتها را با ايران، با اهل ايمان، با انسانهاي عدل محور دارد اما به جاي آنکه در برابر اين دشمن بايستد آن جربزه و آن قوت و آن اراده را ندارد ضعف بر او مستوري است، ترس بر او حاکم است، ملاحظات، محاسبههاي غلط بر او حاکم است، نميتواند بايستد، اين هم ضعف بزرگي است پس دشمن را بشناسد لذا حضرت مي فرمايد « عَرَفَ عَدُوَّهُ » يک بشناسد و دو « فَعَصاهُ » در برابر اين دشمن بايستد، اين دشمن را معصيت کند، اين دشمن را مخالفت کند، اين دشمن را طرد کند، در برابر اين دشمن از خودش مقاومت نشان بدهد، اين بسيار مهم است که مؤمن اين چنين باشد.
وي تاکيد کرد: وظيفه شناسي از ديگر مصاديق زمان شناس بودن مومن است و اين بدان معنا است که مومن زمان شناس عالِم به وظائف است، اين نيست که فقط بداند چه اموري پيرامونش ميگذرد، دانش يکي از اين مسائل است و انسان وظيفه شناس بايد دانش کاربردي در خودش ايجاد بکند دانش بدون کاربرد مثل همان کتابي است که بار حيوان باشد، يک بار سنگين از کتاب بر حيوان حمل کنند و ببرد ولي از اين کتابها هيچ نصيبش نشود.
نماينده ولي فقيه در چهارمحال و بختياري با تاکيد بر اينکه بايد مومنان وظايف را کاربردي در زندگيهايمان حاکم و به وظايفمان درست عمل کنيم، ادامه داد:امام صادق (ع) ميفرمايد «و يَحِقُّ عَلَي الْمسلِمين اَلاِجتِهاد فِي التَواصُلِ وَ التَعاوُنِ وَ التَعاطُفِ وَ المُواسَاه لِاَهلِ الحاجَه وَ تَعاطُف بَعضُهُم عَلي بَعضٍ» سزاوار است که مسلمان اهل اجتهاد باشد، اجتهاد يعني تلاش، يعني کوشش، کوشش در وظيفه، کوشش در اينکه آنچه بايد انجام بدهد، انجام بدهد خب يکي از وظايف امروز همين تعاون است، يکي از وظايف مهم امروز ما همين تعاطف است، نسبت به يکديگر عاطفه به خرج بدهيم، نسبت به يکديگر کمک کنيم، همين کمک مومنانه، نسبت به يکديگر سوز، مهر، محبت، گداز داشته باشيم و خيرخواه يکديگر باشيم، در اين شرايط سخت کرونايي در اين شرايط سختي که بعضيها به شدت درگيرند و بعضيها بيمارند، خانوادههايي گرفتار بيماري هستند، خانوادههايي در اين شرايط گرفتار فقر هستند، در اين شرايط خانوادههايي گرفتار بيکاري هستند، خانوادههاي فراواني به اشکال مختلف از اين شرايط آسيب ديدهاند، خانوادههايي که آسيب روحي ديده اند، آسيب اخلاقي ديدهاند، آسيب اجتماعي رسيدهاند همه اينها را بايد به دادشان رسيد.
وي اضافه کرد: سخن امام صادق (ع) اين نکته را براي ما برجسته ميکند که اولاً اهل جد و جهد در وظايف باشيد، وظايفتان را انجام بدهيد.
امام جمعه شهرکرد بيان داشت: پس عالِم به زمان بودن يکي از مصاديقش وظيفه شناسي و عمل به وظيفه است که انسان وظيفه را خوب بشناسد و به وظيفه عمل کند و در سايه عمل به وظيفه تبعا يک جامعه بر محور عدالت شکل بگيرد و همه انسانها بتوانند يک آسايش و آرامشي را در کنار يکديگر داشته باشند. اين هم پيام سوم من که دومين مصداق از مصاديق عالِم به زمان بودن را عرض کردم.
وي دنياشناسي را از ديگر مصاديق زمان شناسي دانست و تاکيد کرد: بسيار مهم است که انسان دنيايي را که در آن زندگي ميکند را بشناسد، همه ميدانيد دنيا يک پوسته ظاهري دارد و يک درون و حقيقتي دارد اين دو بايد شناخته بشود، مبادا کساني به پوسته ظاهري دنيا و به ظواهر دنيا اکتفا کنند و حقيقت دنيا را نشناسند، اگر کسي حقيقت دنيا را نشناخت راه را نميتواند بپيمايد، به مقصد نميتواند برسد، تو همين پوسته و در همين ظواهر گير ميکند و مثل خود دنيا فاني و نابود و هلاک شده ميشود.
نماينده ولي فقه حقيقت دنيا را فنا دانست و بيان داشت: در دنيا ماندگاري وجود ندارد، خداي تبارک و تعالي اين دنيا را نيافريده است که بماند، اين دنيا را آفريده است که روزي به پايان برسد « إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ* وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ* وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ* وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ* وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ...» روزي همه اينها جمع ميشود، دامنه دنيا جمع ميشود، تمام اين ظواهر دنيا در هم پيچيده ميشود و هيچ اثري از اين دنيا باقي نميماند اين وعده خالق اين جهان است که دنيا فاني ميشود پس اين مقدار شناخت پيدا بکنيم که حقيقت دنيا فناست، اين گردشها و اين مرگ و زندگي و اين ظواهري که ميبينيم اينها هيچکدام ماندگاري ابدي ندارد.
وي تاکيد کرد: بايد بدانيم که دنيا بسيار کوتاه و مقطعي است، در عين حالي که اين ظواهر وجود دارد اما فناپذير هم هست و بسيار کوتاه و مقطعي و زودگذر، ممکن است در نگاه اوليه ما دنيا خيلي طولاني جلوه کند، روزي که ايجاد شده تا روزي که جمع بشود در نگاه ما خيلي طولاني جلوه بکند، همينطور هم هست، چون ما يک موجود محدودي هستيم، چندسالي بيشتر در اين دنيا زندگي نميکنيم و تمام ميشود اما حقيقت اين است که اولاً آن مقداري که با ما برخورد دارد دنيا بسيار کوتاه و زودگذر است، غير از آن هم تمام شدني و سريع تمام ميشود، آن مقداري هم که با ما تعامل ندارد در کلان دنيا، از نظر پروردگار متعال زود تمام ميشود، يک روزي خداوند تبارک و تعالي اين دنيا را آفريده، يک روزي هم جمعاش ميکند از نظر خدا مثل يک چشم بهم زدن است از نظر پروردگار اين است، آفرينش تدريجي است، بقا هم تدريجي است، جمع شدن هم تدريجي است اما براي پروردگار متعال هيچ چيز نيست، اراده کند تمام ميشود، چيزي نيست که انسان تصور کند يک چيز ماندگار ابدي طولاني است نَه.دنيا را کم ببينيم، کوتاه ببينيم و مقطعي ببينيم، مخصوصاً آن را که با ما مواجه هست که هيچ.
انتهاي پيام/1026ج